بعد از مدت ها سللللللللللللللللللللللام
می دونم دیر شد ولی انقدر غر نزن بالاخره که شد. بد جوری ام شد..............
شعر امروز محصول یه عملیات مشترک !!!!!!! با دوست عزیزتر از جانم
دلارام محرمی می باشد.
اگه تو شکر خند این ماه که میشه ۲ روز پیش یعنی ۵ آبان حضور نداشتید
شنیدن این شعرو از دست
دادین. ولی از اونجایی که همیشه می گن " شنیدن کی بود مانند دیدن " ٬
پس اصلآ خودشو ناراحت
نکن. ندا........... که نمرده !!!! واستون می نویسه تو وبلاگش تا بخونیدشو
متلذذ بشین.البته مواظب
عواقب بعدیشم باشید. نگین نگفتم.......................... و اما .........
مثنوی زبان
زبون توی ترانه رنگارنگه
زبون اگه رنگی باشه قشنگه
زبون تو به پای من می لنگه
زبون می خوام بیاد باهام بجنگه
زبون تو یه ذره ای نیش داره
طول بلندی تا به تجریش داره
زبون سرخ تو مث آتیشه
اگه بخواد گُر بگیره چی می شه !!
زبون نگو ٬ بگو یه کله پاچه
دوس نداری !!؟؟ اصلآ داداش به ما چه
زبون ندیدی جیگرو بدوزه
آتیش سرخش دله رو بسوزه
زبون نباس یه زهر کاری باشه
پیش گل رز٬ مث خاری باشه
زبون باید بچرخه یه جورایی
که نشکونه دور و برش دلایی
حیفه با این زبون سبز رنگی
نگیم یه حرفایی به چه قشنگی !!
پنجشنبه ۳ / ۸ / ۸۶