سكوت مث يه واژه غريبه
خجالتي٬ سر به زير و نجيبه
تو اين هياهوي بزن در برو
سكوت مي گه بشين يه جا سر برو
سكوت اگه باشه همه مي دونن
بايد بشينن و كتاب بخونن
ايني كه گفتم واسه اهل علمه
نه واسه آشپزي كه پخته دلمه
سكوت توي ترانه باز مي تونه
بمونه از تنهايياش بخونه
سكوته و يه عالمه دل پُر
سكوته و يه دنيا گوهر و دُر
سكوت٬ تهِ تهِ يه حرف نابه
حرف صدايي كه هميشه خوابه
وقتي رسيدي ته خط عزيز جون
نگه دارش زبونتو با دندون
يه وخ ندي بندو به آب بد بشه
يه سِيلي از رو سرمون رد بشه
نذار زبونه كار بده به دستت
( با لحن تحسين ) جلوشو توگرفتي٬ ناز شستت
صد آفرين به اون سكوت نازت
به اون نگاهاي ترانه سازت
( ۱ / ۱۲ / ۸۶ )
دوباره بارون و دوباره برفه
سر زبونا باز دوباره حرفه
مسافره بازم لب خیابون
منتظر یه تاکسی مونده ویلون ![]()
مسافر٬ این وسط فراوون شده
نرخ کرایه تاکسی ارزون شده؟؟؟!!!!!! ![]()
دوباره پا تا زانو خیس آبه
دوباره حال این بابا خرابه ![]()
سوار ماشین که می شه بیچاره
جلوی سرماش٬ یارو کم می یاره
مسیر ده دقیقه رو با تاکسی
دو ساعته می ره با نرخ آژانسی
خیابونا بازم شلوغ پلوغه
دور و ورش همش صدای بوقه
کلافس از این همه هر کی هر کی
مدام زیر لبش می گه یه حرفی
می گه خدایا این بلا رو بردار ![]()
از سرمون هول و ولا رو بردار
بذار با خاطر خیال و راحت
برم خونه پیش زنم سلامت
خلاصه با هزار و صد تا زحمت
رفت و رسیدش خونه پیش عصمت ![]()
دید زن و بچه هاش شدن مچاله
آخه بدون گاز جونم محاله
دستاشو بردش بالا از دل و جون
گفت به خدا که شکرت آخه قربون
بلای اولو گرفتی از من
بلای دیگه ای گذاشتی دامن؟؟؟؟؟!!!!!!! ![]()
( ۸۶/۹/۳ )
اگه که غم روی دلت نشسته
یا که کسی باز دلتو شکسته
اگه که شادی تودلت زیاده
گیجی از این معادلات ساده
اگه که قنبرک زدی یه گوشه
یا که دلت قد یه لونه موشه
اگه می خوای داد بزنی نمی شه
دنیا رو فریاد بزنی نمی شه
تحرک ترانه چاره سازه
روح و دل آدمو خوب می سازه
یه وخ ترانه ای صدا نداره
ولی حسابی اشکو در می یاره
یا که یه وختا بس که شوخ و شنگه
فک می کنی ترانهِ قشنگه
با این همه تحرک اضافه
نگی تموت شعرمون گزافه؟؟
ترانمون راست و درست و میزون
واسه دل مشتری کردیم ارزون
(۶/۹/۸۶)
تسنیم امسالم تموم شد.
دیگه صدای هَل اَ تی رو صبح و شب تو رادیو و تلویزیون نمی شنویم.
نمی دونم شاید امسالم قسمتمون نبود بریم خونه خدا..........
ولی مبارک برنده هایی باشه که طلبیده شدن. آخه دو تا از برنده ها
دوستای خودم بودن.
مائده بنابی ---------- مرضیه توکلی
خدا خیلی دوسشون داشت . ولی عیب نداره ان شاءا... سال دیگه.
![]()
بیاین از همین امسال واسه تسنیم سال بعد آماده بشیم تا دیگه حسرت
یه همچین لحظه هایی رو نخوریم.راستی دعا واسه همدیگه یادمون نره.
به این امید که سال دیگه هممون مسافر خونه خدا باشیم..........آمین.
بچسب به دنیای خودت دو دستی
بهم بگو فک می کنی کی هستی
یه عمری جمع کردی رو هم به سختی
بپا نگیرنش ازت یه وختی
تو چند سالی که دنیا رو چشیدی
خدا وکیلی با وفایی دیدی؟؟
با وعده هایی که بهت رسیده
با سلسبیل و سندس ندیده
با اون شرابی که اصیل و نابه
فک نکنی تمامشون سرابه
به جون تو خدا دروغ نگفته
خدای ما هر چی که راسته٬ گفته
اگه می خوای ببینی نعمتاشو
حس بکنی گرمای اون نگاشو
رها کن این دنیا رو با بلاهاش
نشو اسیر زرق و برق و چاهاش
بیا و بندگی رو بندگی کن
بیا و زندگی رو زندگی کن
(۸۶/۸/۱۴)
بعد از مدت ها سللللللللللللللللللللللام
می دونم دیر شد ولی انقدر غر نزن بالاخره که شد. بد جوری ام شد..............
شعر امروز محصول یه عملیات مشترک !!!!!!! با دوست عزیزتر از جانم
دلارام محرمی می باشد.
اگه تو شکر خند این ماه که میشه ۲ روز پیش یعنی ۵ آبان حضور نداشتید
شنیدن این شعرو از دست
دادین. ولی از اونجایی که همیشه می گن " شنیدن کی بود مانند دیدن " ٬
پس اصلآ خودشو ناراحت
نکن. ندا........... که نمرده !!!! واستون می نویسه تو وبلاگش تا بخونیدشو
متلذذ بشین.البته مواظب
عواقب بعدیشم باشید. نگین نگفتم.......................... و اما .........
مثنوی زبان
زبون توی ترانه رنگارنگه
زبون اگه رنگی باشه قشنگه
زبون تو به پای من می لنگه
زبون می خوام بیاد باهام بجنگه
زبون تو یه ذره ای نیش داره
طول بلندی تا به تجریش داره
زبون سرخ تو مث آتیشه
اگه بخواد گُر بگیره چی می شه !!
زبون نگو ٬ بگو یه کله پاچه
دوس نداری !!؟؟ اصلآ داداش به ما چه
زبون ندیدی جیگرو بدوزه
آتیش سرخش دله رو بسوزه
زبون نباس یه زهر کاری باشه
پیش گل رز٬ مث خاری باشه
زبون باید بچرخه یه جورایی
که نشکونه دور و برش دلایی
حیفه با این زبون سبز رنگی
نگیم یه حرفایی به چه قشنگی !!
پنجشنبه ۳ / ۸ / ۸۶
نمی دونم دستی به قلم داری یا نه.اما اگه هر از چندگاهی کاغذی سیاه میکنی یه طوصیه دارم واست.(البته فکر نکن املام ضعیفه/نه.این از اصول تنظ نویسه.)
اگه می خوای تو هر کاری موفق تر باشی / کار گروهی یادت نره.به جون تو اونقدر کیف
(با کیف اشتباه نگیرید)داره.اگه میگی نه/ یه بار امتحان کن/مطمئن باش پشیمون نمی شی.
تو این پست می خوام یکی از اون کارای گروهیمونو با برو بچه های کلاس تنظ واستون بنویسم.اگه یه بار کار گروهی رو امتحان کنین دیگه می شین مشتری پرو پا قرصش.البته این شعر کلی داستان داره.هم چگونگی گفتنش/ هم چگونگی خوندنش/ که قضیش در این مقال نمی گنجد.(ادبیاتو داری!)![]()
این شعری که می خونید حاصل یه کار مشترکه از :
مامان عطیه / ریحانه که تازه به سمت دبیری انتخاب شده / و خودم
پرسه زنون تو کوچه و خیابون واسه در آوردن یه لقمه نون
تا که می یام نگات کنم یکسره دل از چشای من قدت می بره![]()
ترنم صدات که مثل سازه ناز صدات برای من یه رازه
صحبت یاس و گل اطلسی نیست بجز تو در خیال من کسی نیست
تن بلوریت عزیزم قشنگه اما یه جای کارتم می لنگه
از این همه فکر خفن تو سرت شدن تموم دودیا دم پرت
قربون اون چشمای گرد و تیزت پلکای برگشته و خیلی چیزت![]()
فدای اون شیشه های عریضت اصغر آقا راننده تمیزت![]()
از تموم اتوبوسا سری تو از تاکسی و مترو که بهتری تو
این بود عملیات مشترک ما که خدا رو شکر به خوبی و خوشی تموم شد و همه صحیح وسلامت رفتیم خونمون.![]()